بیاناتلارخبرلر

مبارزه برای استقلال آذربایجان جنوبی؛ نخستین گفت‌وگوی اختصاصی صالح ایلدیریم با «میشپاخا »

صالح ایلدیریم، رئیس حزب استقلال آذربایجان جنوبی، در نخستین گفت‌وگوی اختصاصی خود با «میشپاخا» درباره حکومت ایران، رضا پهلوی و مبارزه ملت آذربایجان جنوبی برای استقلال سخن می‌گوید.

میان پهلوی و خامنه‌ای تفاوتی وجود ندارد

رئیس حزب استقلال آذربایجان جنوبی علیه حکومت آیت‌الله‌ها که به گفته او سرزمین ملت آذربایجان را در اشغال خود نگه داشته است مبارزه می‌کند و آرزوی تشکیل کشوری مستقل را در سر دارد. او در نخستین گفت‌وگوی اختصاصی خود با روزنامه «میشپاخا» راهبرد مبارزاتی خود را تشریح کرده و اعلام می‌کند:

«برای من هیچ تفاوتی میان خامنه‌ای و رضا پهلوی وجود ندارد.»

روابط میان ایران و جمهوری آذربایجان سرد است. هرچند دو کشور دارای مرز مشترک هستند، اما به جز این، نقاط مشترک چندانی میان آن‌ها وجود ندارد. افزون بر این، ایران منطقه وسیعی را که «آذربایجان جنوبی» نامیده می‌شود تحت کنترل خود دارد. به همین دلیل، «صلح» میان دو کشور را حتی نمی‌توان یک رابطه سرد معمولی نیز دانست.

منطقه موسوم به «آذربایجان جنوبی» شامل مناطق آذربایجانی‌نشین شمال‌غرب ایران است که عملاً تحت حاکمیت حکومت آیت‌الله‌ها قرار دارد. میلیون‌ها شهروند ایرانی با تبار آذربایجانی در این منطقه زندگی می‌کنند. زبان و ریشه قومی آنان ترک است.

صالح ایلدیریم به روزنامه «میشپاخا» می‌گوید:

«سرزمینی که امروز ایران نامیده می‌شود، طی ۱۲۰۰ سال توسط سلسله‌های ترک‌تباری که از آذربایجان برخاسته بودند اداره شده است. در طول تاریخ، این کشور نه با نام “ایران”، بلکه با نام سلسله حاکم شناخته می‌شد.»

ایلدیریم رئیس حزب استقلال آذربایجان جنوبی است. او در سال‌های اخیر رهبری مبارزه بین‌المللی برای آزادی آذربایجان جنوبی را بر عهده داشته و هدفش تأسیس کشوری مستقل برای ملت آذربایجان است؛ ملتی که به ادعای او حدود نیمی از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهد.

اسرار تاریک شاه

برای جلوگیری از هرگونه سوءتفاهم، ابتدا لازم است مروری کوتاه بر روند تاریخی داشته باشیم.

آخرین سلسله ترک‌تباری که ایلدیریم به آن اشاره می‌کند، دودمان قاجار بود. در آن دوران، نام کشور مانند امروز «ایران» نبود، بلکه «پادشاهی‌های تحت حمایت قاجار» خوانده می‌شد. این کشور شامل آذربایجان، عربستان (اهواز)، بلوچستان، کردستان، فارسستان و سایر مناطق خودمختار بود.

پس از جنگ میان امپراتوری روسیه تزاری و دولت قاجار که با شکست قاجارها پایان یافت، بخش شمالی آذربایجان به روسیه تزاری واگذار شد و بخش جنوبی در قلمرو دولت آذربایجان باقی ماند.

به گفته او، تحول اصلی زمانی رخ داد که رضا شاه پهلوی قدرت را به دست گرفت. وی پس از سرنگونی قاجارها، نخستین اقدام خود را تغییر نام کشور از «پادشاهی قاجار» به «ایران» قرار داد. سپس با اجرای سیاستی دیکتاتورمآبانه و برنامه‌ریزی‌شده، نمایندگان مناطق خودمختار را از قدرت کنار گذاشت. خودمختاری آذربایجان نیز لغو شد و پهلوی به حاکم بلامنازع آن تبدیل شد.

اما پس از آن، آذربایجانی‌ها قیام کردند. در مدت کوتاهی «جنبش ملی آذربایجان» شکل گرفت و مبارزه علیه دیکتاتوری پهلوی را اعلام کرد.

این مبارزه موفق بود؛ جنبش توانست نیروهای پهلوی را از آذربایجان جنوبی بیرون براند و یک حکومت ملی مستقل تشکیل دهد.

اما پهلوی این وضعیت را نپذیرفت. یک سال بعد، با بهره‌گیری از نگرانی کشورهای غربی نسبت به گسترش کمونیسم، حکومت آذربایجان جنوبی را به‌طور بی‌اساس یک حکومت کمونیستی معرفی کرد و با حمایت ایالات متحده و بریتانیا به آذربایجان جنوبی حمله نمود.

در این جنگ خونین بیش از ۳۰ هزار نفر کشته شدند و پهلوی بار دیگر کنترل آذربایجان جنوبی را به دست گرفت.

از آن زمان تاکنون، به ادعای ایلدیریم، آذربایجان جنوبی رسماً تحت اشغال ایران باقی مانده است.

در جریان انقلاب علیه شاه پهلوی در آذربایجان جنوبی، صالح ایلدیریم یک انقلابی جوان بود.

او می‌گوید:

«امید من دستیابی به حقوق ملی برای آذربایجان جنوبی بود. ما به رهبران مبارزه علیه دیکتاتوری پهلوی تبدیل شدیم.»

آیا پس از سقوط رژیم پهلوی و به قدرت رسیدن آیت‌الله‌ها به حمایت از آنان فکر کردید؟

«خیر. زیرا آذربایجان جنوبی همچنان تحت اشغال ایران باقی مانده بود. تمام سیاست‌هایی که رژیم پهلوی تعیین کرده بود بدون هیچ تغییری ادامه یافت. تنها چیزی که تغییر کرد، تبدیل عنوان حاکم از “شاه” به “رهبر عالی” بود.»

 آغاز مبارزه برای استقلال

بنابراین از آن زمان تاکنون در عمل برای استقلال آذربایجان جنوبی مبارزه کرده‌اید؟

«بله، دقیقاً همین‌طور است. در جریان این مبارزه به این نتیجه رسیدیم که تا زمانی که آذربایجان جنوبی از اشغال ایران آزاد نشود، هرگز به حقوق ملی خود دست نخواهیم یافت.»

آغاز مبارزه

پس از سال‌ها فعالیت در قالب سازمان‌های مختلف، صالح ایلدیریم حدود بیست سال پیش فعالیت مستقل خود را آغاز کرد و حزب استقلال آذربایجان جنوبی را بنیان گذاشت.

او به «میشپاخا» می‌گوید:

«هدف من ادامه مبارزه برای پایان دادن به اشغال و دستیابی به استقلال آذربایجان جنوبی بود.»

فعالیت شما رسمی است یا مخفیانه؟

«هم رسمی و هم مخفی.

در داخل ایران به‌صورت مخفی فعالیت می‌کنیم و در خارج از کشور آشکارا. در کشورهای مختلف ده‌ها نماینده رسمی داریم و تظاهرات، کنفرانس‌ها و برنامه‌های گوناگون برگزار می‌کنیم.»

اما توضیح دهید؛ وقتی تمام قدرت در دست حکومت آیت‌الله‌هاست، چرا اصلاً نیاز به تشکیل یک حزب سیاسی وجود داشت؟

«هدف اصلی از تشکیل حزب، جذب مردم و آماده‌سازی آن‌ها برای یک مبارزه سازمان‌یافته بر اساس تاکتیک‌هایی بود که حزب تعیین می‌کرد. این کار بسیار دشوار بود. ترک‌های آذربایجانی در ایران طی صد سال گذشته در معرض تبلیغات گسترده فارس‌گرایانه و ضدآذربایجانی قرار داشته‌اند. رژیم‌هایی که در این یک قرن بر ایران حکومت کرده‌اند تلاش کرده‌اند هویت فارسی را به ما تحمیل و هویت آذربایجانی ما را از بین ببرند.»

آیا آذربایجانی‌های ایران واقعاً این تبلیغات را باور کرده بودند؟

«بله، این تبلیغات بر شمار زیادی از مردم تأثیر گذاشته بود. هیچ ملت دیگری در ایران وجود ندارد که حدود پنجاه درصد جمعیت کشور را تشکیل دهد. از این نظر، ترک‌های آذربایجانی در رتبه نخست و فارس‌ها در رتبه دوم قرار دارند. ترک‌ها بیش از هزار سال حکومت کرده‌اند، در حالی که فارس‌ها فقط در صد سال اخیر قدرت را در دست داشته‌اند. به همین دلیل، حاکمیت فارس‌ها موجودیت ترک‌های آذربایجانی را تهدیدی جدی تلقی می‌کند.

در نتیجه این تبلیغات گسترده، نه‌تنها بخشی از مردم خودمان، بلکه دیگر ملت‌های غیرفارس نیز از هویت واقعی خود فاصله گرفتند. حتی روشنفکران آذربایجانی نیز زمانی که ما شروع به برجسته کردن هویت ترک خود کردیم، با ما مخالفت می‌کردند. زیرا طی صد سال به آنان آموخته شده بود که ترک‌ها مردمانی عقب‌مانده، خشن و کم‌ارزش هستند.»

چگونه توانستید آن‌ها را متقاعد کنید که به مبارزه بپیوندند و هویت واقعی خود را بپذیرند؟

«در ابتدا فقط درباره آذربایجانی بودن با آنان صحبت می‌کردیم و وارد بحث ریشه‌های ترک‌تبارمان نمی‌شدیم. پس از تأسیس حزب و ادامه مبارزه، توانستیم فضای جامعه را تغییر دهیم و مردم را به بازگشت به ریشه‌های خود تشویق کنیم.

نمادهای ترک را به عنوان نمادهای مقاومت پذیرفتیم و ایده استقلال را مطرح کردیم. امروز این ایده به یکی از قوی‌ترین باورهای مردم تبدیل شده و حزب ما در میان ملت آذربایجان شناخته شده است.»

مبارزه مسلحانه در آینده نزدیک

نخستین اقدام مهم ایلدیریم پس از تأسیس حزب استقلال آذربایجان جنوبی، سازمان‌دهی اعتراضات گسترده مردمی بود.

او می‌گوید:

«در بیش از سی شهر آذربایجان جنوبی، یعنی شهرهایی که تحت کنترل ایران قرار دارند، تظاهرات و اعتراضات برگزار کردیم. این اعتراضات بیش از یک هفته ادامه داشت.»

آیا جامعه بین‌المللی از شما حمایت کرد؟

«خیر.

جامعه بین‌المللی سکوت کرد و هیچ حمایتی از ما به عمل نیاورد. نه در دوران پهلوی و نه در دوران حکومت آیت‌الله‌ها، احزاب سیاسی هرگز اجازه فعالیت آزاد نداشته‌اند و این وضعیت همچنان ادامه دارد. این مسئله برای ما بسیار ناامیدکننده بوده است.»

آیا در چارچوب حزب خود به آغاز مبارزه مسلحانه برای آزادی آذربایجان جنوبی فکر کرده‌اید؟

اسرائیل، آمریکا و رضا پهلوی

آیا در چارچوب حزب خود به آغاز مبارزه مسلحانه برای آزادی آذربایجان جنوبی فکر کرده‌اید؟

«در حال حاضر هنوز شاخه مسلح نداریم. اما معتقدیم هیچ نیروی اشغالگری داوطلبانه به اشغال پایان نمی‌دهد. به همین دلیل مردم خود را برای مبارزه مسلحانه آماده می‌کنیم. باور داریم که نیروهای اشغالگر ایران در نهایت تنها از طریق مقاومت مسلحانه مجبور به خروج از آذربایجان جنوبی خواهند شد.»

در این صورت می‌توان گفت که اسرائیل نیز با جنگی که علیه حکومت آیت‌الله‌ها به راه انداخته، به نوعی به شما کمک می‌کند.

«هر روندی که باعث تضعیف حکومت ایران شود، در نهایت به سود ما خواهد بود. اما تجربه جنگ ایران و عراق نشان داده که مداخله خارجی در عمل به جنبش‌های مردمی کمک نمی‌کند. برعکس، به رژیم بهانه بیشتری می‌دهد تا شهروندان خود را شدیدتر سرکوب کند.

به اتفاقاتی که در آغاز جنگ کنونی میان اسرائیل و ایران رخ داد نگاه کنید. سپاه پاسداران به بهانه مقابله با دشمن خارجی، هزاران مخالف را اعدام کرد و افراد بسیار کمی جرأت اعتراض داشتند.

رژیم همچنین توانست با بهره‌گیری از احساسات مذهبی و ملی، مردم را پیرامون خود بسیج کند. به نظر من اگر مداخله آمریکا و اسرائیل وجود نداشت، اعتراضات مردمی که از اواخر سال گذشته آغاز شده بود، می‌توانست بسیار فراتر برود.»

پس از نظر شما اسرائیل و آمریکا وضعیت ایران را به درستی ارزیابی نکرده‌اند؟ زیرا تصور آن‌ها این بود که عملیات نظامی مردم ایران را بیشتر به خیابان‌ها خواهد کشاند.

«به نظر من اسرائیل و آمریکا نتوانستند واقعیت‌های ایران را به‌درستی درک کنند. مؤثرترین نیرویی که توانایی سرنگونی حکومت ایران را دارد، ملت‌های غیرفارسی هستند که تحت حاکمیت جمهوری اسلامی زندگی می‌کنند.

این ملت‌ها در مجموع اکثریت جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند؛ حدود هفتاد درصد. آذربایجانی‌ها، کردها، عرب‌ها، بلوچ‌ها، ترکمن‌ها، قشقایی‌ها، لرها، گیلک‌ها و دیگر اقوام در این مجموعه قرار می‌گیرند.»

انتخاب اشتباه

در دهه‌های گذشته اسرائیل تلاش قابل توجهی برای تقویت موقعیت سیاسی ولیعهد پیشین ایران، رضا پهلوی، انجام داده است تا او را به عنوان یک آلترناتیو احتمالی برای دوران پس از جمهوری اسلامی مطرح کند. اما صالح ایلدیریم معتقد است این سیاست اشتباه بوده است.

او می‌گوید:

«حمایت اسرائیل از رضا پهلوی ضربه بزرگی به اپوزیسیون ایران و جنبش‌های اعتراضی وارد کرد. زیرا در میان ملت‌های غیرفارس، حمایت از رضا پهلوی بسیار ضعیف است.»

چرا؟

«زیرا خاندان پهلوی نماینده رژیمی هستند که در مناطق مختلفی مانند آذربایجان جنوبی، کردستان، لرستان، اهواز، بلوچستان، مناطق بختیاری و سایر نقاط، سابقه اعمال خشونت علیه این ملت‌ها را دارد. به همین دلیل این ملت‌ها هرگز دوباره حکومت پهلوی را نخواهند پذیرفت.

آذربایجانی‌ها همواره علیه پهلوی‌ها شعار داده‌اند. در نگاه آنان، پهلوی نماد کشتار، غارت و اشغال است. به نظر من حمایت اسرائیل از خاندان پهلوی یک اشتباه راهبردی بود. اگر این حمایت به جای آن به جنبش‌های ملی اختصاص می‌یافت، می‌شد با هزینه کمتر به نتایج بهتری دست یافت.»

متهم به همکاری با موساد

ایلدیریم در ادامه از این فرصت استفاده می‌کند تا از اسرائیل بخواهد از دیگر سازمان‌های مخالف جمهوری اسلامی نیز حمایت کند.

او می‌گوید:

«من توصیه می‌کنم از سازمان‌هایی که نماینده ملت‌های غیرفارس هستند، از جمله حزب ما، حمایت شود. سه سال پیش ما برنامه‌ای برای دوران گذار ارائه کردیم و معتقدیم این عملی‌ترین پلتفرم موجود است.»

وضعیت فعالیت سیاسی در داخل ایران چگونه است؟

«در شرایط کنونی، فعالیت مؤثر سیاسی در داخل ایران تقریباً غیرممکن است.

حکومت حتی معترضان عادی را نیز به همکاری با موساد یا سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا متهم می‌کند و آن‌ها را بازداشت یا اعدام می‌کند.

حتی افرادی که صرفاً به کمبود برق، بحران آب یا گرانی اعتراض می‌کنند، با وجود آنکه کوچک‌ترین آشنایی با آمریکا یا اسرائیل ندارند و حتی گاه نمی‌دانند این کشورها در کجای جهان قرار گرفته‌اند، به جاسوسی برای سیا یا موساد متهم می‌شوند.»

ترامپ، آینده ایران و موضع نهایی درباره پهلوی

آیا شما نیز جزو کسانی هستید که به عنوان عوامل اسرائیل یا آمریکا شناخته می‌شوند؟

«بله، افراد زیادی من و حزبم را مأموران مخفی آمریکا و اسرائیل می‌دانند و این موضوع کار ما را دشوارتر می‌کند. چنین برداشتی در میان بخشی از مردم نوعی احساس ملی‌گرایی ایرانی ـ اسلامی ایجاد می‌کند.

در ده روز گذشته در آذربایجان جنوبی وضعیت جنگی وجود نداشت. اما پیش از آن مردم نگران بمباران کارخانه‌ها و مراکز غیرنظامی بودند و احساسات ضداسرائیلی و ضدآمریکایی نیز شدت گرفته بود.»

موضع درباره ترامپ

این مصاحبه پس از آن انجام شد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، از دستیابی به توافقی با ایران خبر داد.

نظر شما درباره این توافق چیست؟

«پیش از هر چیز باید گفت که جزئیات دقیق توافق هنوز مشخص نیست و تا زمانی که متن اصلی منتشر نشود، هیچ تحلیلی نمی‌تواند کاملاً دقیق باشد.

برخلاف برخی ادعاها، حکومت آیت‌الله‌ها تسلیم نشده است. برعکس، این آمریکا بوده که از مواضع اولیه خود عقب‌نشینی کرده است.»

آیا فکر می‌کنید ترامپ نسبت به اوباما توافق بهتری با ایران به دست آورده است؟

«خیر، قطعاً نه.

هر توافقی که امکان ادامه حیات این رژیم را فراهم کند، برای همه ما زیان‌بار است. ما هیچ توافقی با جمهوری اسلامی را نمی‌پذیریم.

آمریکا روندی را آغاز کرد اما آن را نیمه‌کاره رها نمود. رژیم نه‌تنها همچنان پابرجاست، بلکه پس از این جسورتر و تهاجمی‌تر نیز خواهد شد. هزینه این وضعیت را ملت‌هایی خواهند پرداخت که زیر سلطه این حکومت زندگی می‌کنند و همچنین کسانی که با آن مخالفت می‌کنند.»

دشمن همیشگی

به گفته ایلدیریم، سال گذشته یکی از بحرانی‌ترین سال‌های تاریخ جمهوری اسلامی بوده است. علاوه بر فشارهای بین‌المللی و تحولات مربوط به رهبران عالی‌رتبه حکومت، جمهوری اسلامی با اعتراضات مردمی گسترده‌ای نیز مواجه بوده که تهران و مناطق اطراف آن را تحت تأثیر قرار داده است.

او معتقد است که در فضای آشوب و بحران‌های اخیر، بسیاری از جنبش‌های جدایی‌طلب و استقلال‌طلب تلاش کرده‌اند اهداف خود را پیش ببرند. از جمله این جنبش‌ها می‌توان به گروه‌های سیاسی و نظامی کردستان ایران، گروه‌های بلوچ و نیز جریان سیاسی آذربایجان جنوبی به رهبری او اشاره کرد.

ایلدیریم بر همین اساس معتقد است که پایان حاکمیت جمهوری اسلامی نزدیک‌تر از هر زمان دیگری است.

او می‌گوید:

«اکنون پایان آن‌ها نزدیک شده است.

همان‌طور که گفتم، ما هم با اشغال آذربایجان جنوبی توسط ایران مخالفیم و هم با رهبران ایران.

چه رضا پهلوی باشد و چه مجتبی خامنه‌ای، برای ما هیچ تفاوتی میان آن‌ها وجود ندارد.»

اگر در لحظه‌ای سرنوشت‌ساز قرار بگیرید، آیا از رضا پهلوی حمایت نخواهید کرد؟

«ما معتقد نیستیم که باید میان بد و بدتر یکی را انتخاب کنیم.

از نظر ما، کشتارهایی که رژیم پهلوی در آذربایجان جنوبی مرتکب شده، حتی از جنایت‌های حکومت آیت‌الله‌ها نیز بیشتر بوده است.

رضا پهلوی هر سال از اقدامات پدرش، شاه مخلوع، تجلیل می‌کند و ما این رفتار را توهین‌آمیز می‌دانیم.

شما باید یک نکته را درک کنید: رضا پهلوی در نگاه آذربایجان جنوبی یک دشمن دائمی محسوب می‌شود.

مردم ما علیه او شعار می‌دهند و ما به‌طور قاطع با او مخالف هستیم.

برای جلوگیری از بازگشت او به قدرت، هر کاری که در توان داشته باشیم انجام خواهیم داد، زیرا از نظر ما تفاوت اساسی میان رژیم پهلوی و رژیم کنونی وجود ندارد.

برای آذربایجان جنوبی، حکومت آیت‌الله‌ها و حکومت پهلوی در اصل یک چیز هستند.»

Related Articles

Back to top button