
مبارزات ملل غیرفارس، اپوزیسیون ایران را در تنگنا قرار داده و آنها را مجبور به همسویی با این ملل کرده است.
در هفتههای گذشته شاهد فعالیت اپوزیسیون ایران برای جلب رضایت و کسب پشتیبانی ملل غیرفارس بودیم و در تمامی گروههای مرکزگرا، چه سلطنتطلب و چه جمهوریخواه، رقابت بیسابقهای برای نزدیکی ریاکارانه به ملل غیرفارس آغاز شده است.
ملل غیرفارس در ایران، در دوران بهقدرترسیدن رضا پهلوی از راه کودتا، در هر دو حکومت پدر و پسر، برای ایجاد ملت جعلی ایران-فارس بهطور وحشیانه سرکوب و قتلعام شدند. سرنگونی دولت احواز و اشغال خونین آن توسط رضا شاه، قتلعام آذربایجان و کردستان بهدست محمدرضا شاه، ممنوعیت زبانهای غیرفارس، مجازات شدید متکلمین آنها و تحمیل زبان بیگانهٔ فارسی، از دستاوردهای جنایتکارانهٔ پهلوی بود که پس از انقلاب ۱۳۵۷ توسط جمهوری اسلامی با کشتار در آذربایجان، کردستان، تورکمنستان، احواز و بلوچستان ادامه یافت و همچنان ادامه دارد.
در هفتههای اخیر شاهد بزککردن افرادی مشکوک بهعنوان نمایندگان اقوام توسط جریانهای مختلف مرکزگرای سلطنتطلب و جمهوریخواه بودیم. این جریانها با وجود آنکه با کوبیدن بر طبل «تمامیت ارضی قلابی ایران» و تحمیل زبان بیگانهٔ فارسی ابتداییترین حقوق ملل غیرفارس را انکار میکنند، برای کسب مشروعیت بهعنوان آلترناتیو ناچار به جلب حمایت این ملل شده و از نمایندگان واقعی آنها دعوت به همکاری کردهاند؛ اما با پاسخ رد روبهرو شدند. در نتیجه، مجبور گشتهاند با بزککردن ایادی خود، احزابی نیز به نام این ملل دستوپا کنند تا شاید بتوانند با این فریبکاری، بخشی هرچند اندک از حمایت ملل را بهدست آورده و در معاملات سیاسی به فروش بگذارند.
رضا پهلوی که قتلعام آذربایجانیها توسط پدرش را هر ساله با بیشرمی به نژادپرستان فارس تبریک میگوید و جشن میگیرد، اینبار با ارسال صدها نامه به آذربایجانیها آنان را به کنفرانس آلمان دعوت کرد؛ اما با پاسخ رد تورکهای آذربایجان روبهرو شد و ناچار شد خود جبههای به نام «آذریها» تشکیل دهد و شعار «یاشاسین آذربایجان» سر دهد.
از سوی دیگر، جمهوریخواهان برای آنکه از سلطنتطلبان عقب نمانند، در رویکردی یکشبه خود را «جمهوریخواهان فدرالیست» نامیده و به احزاب و سازمانهای ملل غیرفارس، بهویژه احزاب آذربایجانی، روی آوردهاند. آنها برای فریب ملت آذربایجان از اعتبار آیتالله شریعتمداری سوءاستفاده کرده و فرزند وی را مسئول ارتباط با احزاب آذربایجانی قرار دادهاند. با این حال، بسیاری از احزاب آذربایجانی بر این باورند که این اقدامات با مهندسی رضا پهلوی و اجرای حسن شریعتمداری انجام میشود.
تلاشهای گوناگون مرکزگرایان برای جلب حمایت ملل غیرفارس به این دلیل است که بدون حمایت این ملل، هیچ آلترناتیوی در جغرافیای بهاصطلاح ایران شانس موفقیت نداشته و محکوم به شکست است؛ چرا که اکثریت ۷۰٪ از جمعیت این جغرافیا را غیرفارسها تشکیل میدهند. بنابراین نباید فریب وعدههای توخالی آنان را خورد. بلکه نیروهای آذربایجان جنوبی باید متحد شده و حول یک پلاتفرم مشترک همراه با دیگر ملل غیرفارس، خود را بهعنوان آلترناتیو اصلی در مرحله گذار از رژیم اشغالگر فارس مطرح کنند و برای تحقق حق تعیین سرنوشت ملل پیشگام باشند.
جمهوری اسلامی ایران، سلطنتطلبان، مجاهدین خلق، جمهوریخواهان و هر گروه طرفدار و مبلغ ایران از هر نوعی که باشند، نماد اشغالگری و دشمنان آزادی و استقلال ملل غیرفارس هستند. بنابراین لازم است تا با مبارزه برای نابودی کامل رژیم و دفع اشغال با تمامی نمادهای ایرانگرا، دولت مستقل خود را تشکیل دهیم.
نابود باد رژیم اشغالگر ایران.
پیش به سوی تشکیل دولت مستقل آذربایجان جنوبی و ایجاد دولتهای مستقل دیگر ملل تحت اشغال ایران.
حزب استقلال آذربایجان جنوبی
۱۷ آگوست ۲۰۲۵




